•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی
" منهای" همه چیز زندگی کنی ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۱۹ 99.
آخرین نظرات

92 . عبرت

يكشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۳، ۰۷:۴۰ ب.ظ

هر روز و هر ساعت عیدی و عید دیدنی ... :)

خونه عمه ها و عمو ها رفتیم ... 

و حالا منتظرشون هستیم بیان خونمون ... :)

یکی از پسرعمو هام جمعه شب حوالی ساعت ۱۱ تصمیم میگیره بره مشهد !!!

یه دختر داره سوم ابتدایی و یه پسر که تازه چند ماهشه ... 

باجناقش شیرش کرد که بیا بریم ... و ایشونم د برو که رفتیم ... 

میره خونه عموم که یه وسیله بگیره برا سفر تازه مادر و پدرش متوجه میشن که قراره اینا برن سفررررررر .... 

کلی میگن نرو ... یهو کجا میری ...؟! هنوز با ماشینت تا تهرانم تنها نرفتی .. کجا میخوای بری ؟!

اونم تا مشهد ... بچه داری ... نرو ... 

تازه مهمونم داشتن پسر عموم + دختر عمم ... کلی بهش گفتن نرو ولی بازم افاقه نکرد .. 

دیروز ظهر زن عموم اومد خونمون که بیا شمارشُ پیدا کن که اینا دیشب رفتن مشهد یهو و از دیشب از بس دلم شور میزنه و نگرانم خواب به چشام نیومده ... :(

اتفاقا شمارشم خیلی راحت پیدا شد اما از بس استرس داشت مادر نگران که نتونست پیدا کنه .... 

حالا اینا رسیدن مشهد با کلی سختی .. به خصوص که برف هم میاد اونجا و شلوغ هم هس ...

هتل و جا برا اسکان که جزو مشقات بوده ... 

اینام یه چهار پنج ساعتی می مونن تو خیابون و ترافیک و از دور سلام میدن و بر میگردن به وطن ... :)

امروز بعد از ظهرم اومدن خونمون عید دیدنی ... :)

باجناقه موند البته ... 

آخه برادر من این چه کاریه ؟!!

اینقدر یهو رفتن که خواهر این پسر عمو که از قضا زندایی منه وقتی بهش گفتم خبر داری برادرت رفته مشهد گفت : چیییییییییییی ؟!! شوخی میکنی ؟!! 

ینی در این حد ... 

دیگه ... 

یه تجربه شد واسش ... 

که دل به حرف باجناق نبنده و چشم و گوش بسته نره مسافرت ... 

چقد بچشون اذیت شد ... :(

خدا نکنه یه روزی من از این کارا بکنم ... 

امیدوارم همچین کاریُ هیچوقت نکنم ..... 

بخصوص مادر و پدر چقدر ناراحتی میکشن و نگران میشن ؟!!

خلاصه پسرعموم عبرتی شد ... :))

باشد تا عبرتی باشد برای ما :)

یا علی 

۹۳/۰۱/۰۳ موافقین ۱ مخالفین ۰
๑فاطمـ ـه๑ ..

نظرات  (۳)

۰۴ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۲۹ مَردی به رنگ زمستان
خوش بــ حال انارها و انجیرها ، دلتنگ که می شوند ، میترکند ...
سال نو مبارک ...

سلام فاطمه خانوم
از قدیم گفتن باجناق فامیل نمی شه !
حالا نمی دونم این ضرب المثل یعنی باید به حرفش گوش ندی یا چیز دیگه ...
ولی دم عید مشهد بودن چیز دیگه اس ، البته با اطلاع قبلی :)
وب تون زیباست
با افتخار لینک شدید
پاسخ:
اون که بله ... 
البته بدون بچه اونم از نوع نوزاد ... 
اونوقت دیگه از اون لذته چیزی نمی مونه .. 
ممنونم ... :)
زیارت چند ساعته و حتی یک سلام از دور و برگشتن به وطن هم خیلی خوبه.
منتها نه وقتی که دل همه ی حانواده ی آدم هزار راه میره.
بنده ی خدا رو سرزنش نکنید حالا دیگه. یهو دلش پر کشیده خب. :)
پاسخ:
ولی بیشتر آدمُ وسوسه میکنه ها ... :)
آره خب ... 
نه بابا ... 
خودشم میگه راجبش ... 
کاش لااقل میتونستن تا صحن برن .... 
سلام فاطمه جونم سال نوت مبارک
پاسخ:
سلام ته تغاری عزیز .. :)
سال نو تو هم مبارک باشه .. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">