•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی
" منهای" همه چیز زندگی کنی ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۱۹ 99.
آخرین نظرات

153 . جوابم را می دھند

سه شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ۱۱:۳۷ ب.ظ

پستای با سوز و گدازی کہ می نویسم از وای وای چہ کنم ھام ... باعث میشن خالی بشہ فکرم ... 

از ھمہ اینایی کہ فکرمو یہ جایی دست کاری میکنن و نیمزارن بہ کارش برسہ  ... 

و یہ چیز جالب برام کہ بارھا اتفاق افتاده جوابی ھس کہ بھم میرسہ ... بدون پرسش مستقیم من .... بدون شکایت مستقیم من ... 

وقتی اینجا از فلان و فلان میگم فرداش معلم فیزیک شروع میکنہ حرف زدن برامون و بھم انگیزھ میدھ بدون دونستن حرفای من .... .بعد نوشتن حس خوبی دارم   .... بہ کارایی کہ دارم میکنم بیشتر علاقہ مند میشم ... 

راحت تر میگذرونم .... عین واقعیتی کہ برام پیش میاد .... 

جواب میدن بھم ... از یہ جایی ... کہ من نمیدونم کجاس ... 

ممنون دوست عزیز ... 

ھدف می خوام ... 

باید بہ حرف بزرگترا گوش بدم خو ... 

یہ چیزی میدونن کہ میگن ... 

ھدف من نھایی امسالہ کہ شاید تا پنجاھ ھم برسہ درصدش ...  نرسہ سی رو حتما دارھ ... 

ھدف من کنکور خواھد بود ... . .

ھمین ... 

یہ جملہ می نویسم اون بالا بھش نگاھم نمیکنم ... .آرامش محصول نینیدیشیدن بہ انبوھ مسائل است .. 

یاعلی 

۹۳/۰۸/۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰
๑فاطمـ ـه๑ ..

نظرات  (۲)

این پست خطاب به کی بود؟
سخت نگیر. اینجا وبلاگ تو هست،
طبیعیه که با دغدغه ها و حرفهای تو پر بشه،
قرار نیست به زندگی مثلا مثل من نگاه کنی،
 چند سال بعد به وقتش مثل من نگاه خواهی کرد.
تازه، من همسن تو بودم انقدر اعتماد به نفس داشتم
که عمرا وجاهتم اجازه میداد برم مثلا حرفهای کسی رو توی وبلاگش بخونم که تو کل زندگیش هیچ کار مهمی نکرده، مثل تو که میای حرفای منو میخونی.
به کمتر از المپیادی اونم از نوع جهانی و به رتبه بیشتر از 3 کنکور کلا بها نمیدادم که حرفاشونو بخونم! تو خیلی بازتر از اونموقع من فکر میکنی.
همینقدر بگم که همه این دغدغه ها رو منم داشتم وقتی به سن تو بودم. سخت نگیر. میگذره. بهت گفتم نظرم چیه. تصمیم با خودته که راهت رو انتخاب کنی. اما الان توی سنی نیستی که بتونی خودت راهت رو پیدا کنی، بدون اشتباه و هزینه سنگین. پس فعلا این دوران رو به کمک بقیه بگذرون.
موفق باشی فاطمه جان.
پاسخ:
مریم بانو ممنونم از توجهت بسی بسیار زیاد :)
اون پست آخری هم دقیقا فردای اون روزی که پست قبلیشو نوشتم می خواستم بزارم که نشد ... تا افتاد بعد اینکه پند شما نصیبم شد ... :)
خطاب به خودم بود که نه یه بار بلکه صد ها بار این اتفاق افتاد برام ... 
گاهی برام درس شد که زود قضاوت نکنم ... تا جوابش دندون شکنه نزنه دندونامو بشکونه .. 
گاهی هم شکوه کردم و بعد امید دادن بهم ... :)
ممنون :)
خیلی برام آرامشه وقتی ببینم کس دیگه هم مثه من بوده یه روزی ... اما الان به دید من موفق و راضیه ... 
از چیزی که خونده ... و اعتماد به نفس تواناییشو داره ... 
خیلی جمله بزرگی بود براما ... 
از کسی اینو نشنیدم ... 
که من الان تو سنی نیستم که بتونم راهمو پیدا کنم :)
از کمکت ممنون :)
ممنون ممنون ممنون :)
موفق تا بینهایت ... 
یاعلی

۱۸ آبان ۹۳ ، ۲۲:۳۶ بنای با ثوات
خب هر چی را که باید گفته می شد حضرت استاد گفته دیگه...من سکوت می کنم..:))
پاسخ:
البته ... :)
حضورتم غنیمته :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">