•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی
" منهای" همه چیز زندگی کنی ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۱۹ 99.
آخرین نظرات

192.درد و فکر و فراموشی

يكشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۵۲ ق.ظ

سلام ...

با جسم کوفته و خسته سلام ... 

ولی با یه دل امیدوار سلام ... 

چندباری فقط نیت داشتم بنویسم اما نیومدم ...

فقط وقتی شروع میکنم به نوشتن ،اون موقع هست که اسیرش میشم ... !

خیلی روزها باید ثبت میشد اما کو وقت کو وقت کو وقت ... 

کمی فکر که میکنم حس میکنم خیلی چیز ها رو بر خودم حرام کردم ... 

آبان ماه شاید داشتم به خوندن کتاب تو فیدبو و ... روی می آوردم .. شب ها قبل خواب و بعد از ظهر نیز قبل خواب ... 

کم کم حس کردم باید بزارمش کنار ... گذاشتمش ... 

هفته گذشته مشغول خوندن ارشیو یه وبلاگ شدم تو همون بازه های زمانی ... 

و دیشب گذاشتمش کنار و آروم خوابیدم ...

امروز صبح خدا کسی رو فرستاد که بهم آرامش بده و بگه تو میتونی ... پلکی بزنه و بگه نترس خدا باهاته ... 

خدایا ممنونم ... " گاهی میترسم از اندیشه های ترسناکی که راجع به تو میگن خدا ... بعضیاش خیلی ترسناکن ... "

خدایا خیلی دوست دارم اینطور تعبیر کنم ... دعاهامو شنیدی ... داری باهام قدم میزنی .... 

هر دفعه یه گوشه کار رو میگیری .... آخ دلم میخواد جایی بود به اسم آغوش خدا ... دلم میخواد از این خستگی 5 ماهه پناه ببرم بهش ... به تو ... تابم بدی ... نوازشم کنی ... آرومم کنی ... برام از این دنیا بگی ... بگی قراره چیکار کنم ... 

آخ آخ ... خدایا درد خوبه نه ؟ درد خوبه مگه نه ؟

معلم ادبیاتمون که راجع به حافظ میگفت ... میگفت همه شعراشو که توش مست و باده و فلان داره استعاره از عشق خدا و اینا نگیرین ... 

اولاش حافظ حاااااااااافظ نبوده .... بعدش که کلی شب زنده داری میکنه و هی بالا میره و پایین میاد تا بفهمه و آخرش اونجا که میگه دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند .... اونجاس که میشه حافظ و دلی پر از راز .... 

اینا ورم قلب بود که خودش سر باز کرد .... من نمیخواستم اینارو بگم ... 

من میخواستم بگم چرا گاهی حس میکنم فراموشی گرفتم ... 

میخواستم بگم چرا وقتی وارد دبیرستان شدم حس میکردم از دوران راهنماییم تصویر های سیاه دارم ؟! 

وقتی یه سال گذشت بهتر شد .... 

یا انگار هردفه یه جا هستم و بعد به کل میندازمش کنار .. شاید بخاطر همینه که انگار نبودم و از اول متعلق به اینجا بودم .... 

من میخواستم یه هفته قبل بیام و بگم خداروشکر امسال آروم ترین ترم اولمو گذروندم و با خیال راحت و آخیش گفتن و شکر خدا کردن نمره های کاملمو کنار گذاشتم ... 

امروز سوابق تحصیلیمو تایید کردم ... 

یه گنگی خاصی هست ... خیلی دلم میخواد بدونم چطور بر طرف میشه .... 

خدایا شوق دارم ... شوق رسیدن به تو .... ولی میدونی ... خیلی اول راهم ... اینقدر که حس میکنم باید هزار سال پیاده طی کنم ولی می ارزه ... کمکم باش ... 

خدایا با خودم میگم به تو میگم تلاشمو میکنم و موفق میشم ... 

سه هفته امتحان + یه هفته قبلش + یه هفته گذشته + این هفته من پوسیدم تو خونه .... " دوشنبه قبل با بچه ها رفتیم اردو البته به اندازه 11- 2/30 رفت و برگشتو دریا و ناهار "

این هفته پایه امتحانه // خوب نخونده بودم و دو سه تا فصل اصلاا نخوند داشتم .... اونا رو خوندم خداروشکر ... ولی هنوز ازش مونده .... 

بازم .. خداروشکر ... خیلییییییییییییییییییییییییی شکر .. من وضعم الان کاملا نرماله و خدایا شکرت ... 

امروز صبح منو که دید خودش اومد سمتم ... سوال پرسید ... نالیدم ... تشویقم کرد .... گفتن مثه خوت ها خیلی موثر .... 

همین که بدونی و برات تکرار کنن بچه هایی بودن که رو همین نیمکت ها نشستن و الان کجاها که نرفتن .... همین دلت رو قرص میکنه .... 

کی خدا ؟ نمیشه تقلب برسونی ؟ کی قراره برم بزنم به کوه و دریا ؟ برم بچرخم تو نقاشیهات و حض کنم ... 

خدایا یادته چقدر حس () بود که درک کردم زمان برات معنا نداره ؟ 

میدونی هممون به حرف میگیم .. ولی اینکه با لبخند به خودم توضیح میدم که چطور داری محدود میکنی و اصلا نمیتونی اینطور در نظر بگیری ... و خدایی که بندشی زمان براش مفهوم ... 

شدید اینجور وقتها مغز ها ارور میده .... و پشت هم پیغام میده یعنی چی ؟ چجوری ؟ 

یه جوری که تو نمی تونی تصورش کنی ! همین 

فردا کارنامه ها رو میدن و هفته آینده من 18 ساله میشم ! و حسی ندارم از بس پرم از فکر ها !:)

یاعلی :)


۹۴/۱۱/۰۴ موافقین ۰ مخالفین ۰
๑فاطمـ ـه๑ ..

نظرات  (۲)

سلام گل دختر
پیش دانشگاهی هم عالمی داره
دانشگاه هم 
خیالت تخت خدا همیشه باهاته
مراقبته 
حواسش بهت هست
ان شاءالله موفق باشی گل دختر
پاسخ:
سلام: ) 
واقعا. .. :) 
۰۹ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۳۶ گمـــــــشده :)
سلام بر فاطمه خانم خوبی عزیز؟
پاسخ:
سلااااااااام ... خوبم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">