•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی
" منهای" همه چیز زندگی کنی ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۱۹ 99.
آخرین نظرات

55. یه دلِ پـــُر

شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۲، ۰۳:۲۲ ب.ظ

دلم میخواد فقط و فقط بنویسم .... 

دیگه نه ببینم و نه بخونم چی نوشتم .. امان از فیزیک که شده یه محرک برای تحریک اعصابم ... 

مگه چیه این فیزیک ... 

چیه که باعث میشه من همیشه خودمو و اعتماد به نفسمو به خاطرش تا صفر برسونم .. ؟؟

چی کار کنم ؟ چی کار کنم ؟ شده ورد زبونم ... 

چون میدونم نباید انتظار درک شدن از طرف معلم داشته باشم ... چون میدونم کلاس مدرسه یه کلاس خصوصی نیس نخونده سوال ساده و پیش پا افتاده خودمو نمی پرسم ... 

نمیگم نمره معدلم مهم نیس برام ... از حرف و رفتار بابا و مامان می ترسم ... نمیخوام لال مونی بگیرم وقتی میگن بهم که چرا این شده نمرت ؟؟ 

میخوام بگم تلاش کردم ... نمیخوام بشنوم که اگه نمی فهمیدی چرا رفتی این رشته ... 

دوس دارم شیشه اعتماد به نفسمو پر کنن و شیشه ترسمو خالی .. 

می ترسم ... می ترسم .. از همه چی .. از خودم ... از قیافم ... از عقلم .. از رفتارم .. از درس .. از امتحان ... از مدرسه ... از مردم ... از جامعه ... از خیابون ... از دنیاااااااااااااااااااااااااااااا .. می ترسم  ... 

یکیو میخوام بیاد بهم بفهمونه ... 

توی این لحظه که انگار مغزم داره منفجر میشه از این همه فکر دوس دارم یکی بیاد نامفهومای ذهنمو مفهوم کنه ... 

از اینکه فکر کنم انتخابم غلط بوده می ترسم ... 

از اینکه بگم نمی تونم می ترسم ... 

چرا این همه ترس ؟؟ مگه من همون نبودم ؟؟ چرا نمیتونم خودمم بفهمم .. ؟؟

چرا اینقدر درگیرم ؟؟ 

داره می ترکه مغزم ... می ترکه ... 

دلم میخواد آروم شم ... آروم آروم .... اینقده آروم ... 

میدونم درس و نمره اصلامسئله ای نیس که بخوان راجبش حرص بخورن یا عصبی بشن ... 

مشکل من اون نمره لعنتی نیس ... باور کنین نیس ...

مشکل من اینه که یه سوال که میذارن جلوم نمیتونم بفهمم چی میگه ؟ از کجا میگه ؟ از چی میگه ؟

مگه نمیگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه اس ؟؟

اگه به باباب بگم چیزی بهم نگو اگه معدلم این شده ... چیزی نگو ... فقط بهم گوش کن ... میخوام برم پیش یه نفر ... 

میخوام اون یه نفر بهم بفهمونه ... بابا من آروم نیستم ... بابا اشکم دم مشکمه ... 

اینقده یهو مغزم پر و خالی میشه که ....

داره میترکه ... 

دلم پر از خودم .... میدونم شرایطم خیلی خوبه ... به نسبت به خیلی از آدمای این دنیا حتی تو پر قو هم هستم ... 

هستم .. اما مغزم الان فقط رو ریاضی و فیزیک گیر کرده ... رو این گیر کرده که نمیخواد امتحان بده ... 

امتحان نه ... یه جای آروم ... یه جای آروم و فقط صدای آب ... فقـــــــــــــط صدای آب ...

آروم و آروم ... 

چقد دارن ننه من غریبم بازی در میارم ؟!

وقتی آروم تر شم .. دیگه کمتر غر میزنم ... ! کمتر ... منطقی تر فکر میکنم ... 

اما الان تو این لحظه با کلمه منطقی هم خصومت دارم ... 

شما میشین گوش شنوا ؟؟ برا این مشکلا که نه یه سرعت گیر کوچولو که تو زندگیم هست ؟؟

سرعت گیر من نه فیزیکه نه ریاضی ... نه امتحانشون و نه نمرشون و نه فهمشون ... 

سرعت گیرم درک خودمه ... فهم خودمه ... 

نمی فهمم خودمو ... تا حالا شده برین جلوی آینه و از دیدن قیافه خودتون متعجب بشین ؟؟ شده به قیافه خودتون شک کنین ؟؟

به صداتون شک کنین ؟؟ 

شده ؟ تا حالا شده ؟؟ 

الان شما خودتونو می شناسین ؟؟ ... میدونین کی هستین و چی میخواین ؟؟

من نمیدونم .... 

کسی هم نیس ... نیس که این نیازمو رفع کنه .. بر طرف کنه ... بلکه آروم شم ... .... ... 

فکر نکنم بتونین حس کنین من امروز صبح چقد بی خیال بودم ... بی خیال بی خیال ... 

فکر کنم خودمم به این باور رسیده بودم تو اون زمان درس خوندنم بی فایده اس ... 

الان چی گفتم ؟؟ .. چ خوندین ؟؟

اه ... یه سوال همیشه تو ذهنم وول میخوره .. 

اینکه من الان که این حرفو زدم ... این کارو انجام دادم .. این رفتار ازم سر زده ... این شکلی بودم ... اون طرف که مقابلمه نظرش چیه راجبم ؟؟

چه قضاوتی میکنه نسبت به من ... 

میدونین ... همش فکر میکنم تو فکرم ریا وجود داره !!!!

گیجم گیج ... میدونم و نمیدونم ... 

چرا فکر میکنم با همه فرق دارم ؟؟ چرا به ذهنمم نمیرسه آدمی مثل من باشه ... اینجوری باشه ... 

چرا خیلی ها بهتر از منن ؟؟

حسود نیستم ... باشن ... منم میخوام جزوشون بشم ... با تلاش خودم ... 

دارم فکر میکنم هوشی که ازش دم میزنن من چقدشو دارم ؟؟چقد ؟؟

یکی بیاد حساب کنه ... خنگیم چقده خب ... باید بذونم تا حساب کار دستم بیاد ... 

اگه من ............ 

شاید اگه به اینجور فکر کردنام ادامه بدم .... دیوونه بشم .. 

اگه خوندین حرفامو .... خیلی ممنونم ... 

اینقدر قاطی بودن حرفام نشون از قاطی پاتی بودن مغزم داره ... 

خوش باشین ... ننیشاتون باز .... چشماتون خندون ...

یا علی 

91

۹۲/۰۹/۳۰ موافقین ۰ مخالفین ۰
๑فاطمـ ـه๑ ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">