
گاهی از فکر کردن خسته میشی
نه اینکه خیلی خیلی فکر کرده باشی ، فقط میخواستی خیلی خیلی فکر کنی و هنوز اتفاق نیافتاده از بس که زیاد بوده قاط میزنی !
روزها و ساعت ا میگذره ..
هی تند و تند ...
گاهی حس میکنی تنها فرقی که تعطیلات عید پارسال با امسال داشته این بوده که فهمیدی زمان خیلی خیلی خیلی سریعتر از تو ئه ...
گاهی عصبی میشی ...
گاهی میخوای ترجیح بدی بغ کنی و بشینی یه گوشه ...
گاهی به این نتیجه میرسی که انگیزه نداری ، هدف نداری ، اعتماد به نفس نداری ، اراده نداری ، شناخت نداری
گاهی ...
گاهی میترسی از روزمرگی و گاهی دنبالشی ....
گاهی حس میکنی چقدر خوب بود اگه میتونستی یه جوری پول در بیاری ...
گاهی دلت میخواد هیشکی کارت نداشته باشه ...
گاهی دلت یه تنوع میخواد ، میگی مثلا سرطان داشته باشم !
زبونتو گاز میگیری و میگی خدایا غلط کردم، بی نهایت سپاس به خاطر سلامتیم
گاهی به شغل آیندت فکر میکنی
گاهی به نتیجه ای نمیرسی
گاهی دنبال توجه از سمت دیگرانی
گاهی حس میکنی خیلییییییییییی بچه تر از اون چیزی هستی که تصور میکنی
گاهی دلت میخواد ساعت ها زل بزنی به امواج دریا
گاهی دلت میخواد بری نوک قله ، کنار صخره ، داد بکشیییییییی
گاهی دلت میخواد خیلی کارا بکنی اما فقط دلت میخواد و هیچ اقدامی نمیکنی
گاهی ....
گاهی حس میکنی خیلی زننده و کسل کننده ای
گاه حس میکنی این دوستت رو خیلی هم دوست نداری و خیلی راحت ازش جدا میشی
گاهی حس میکنی وابستگی نداری در صورتی که کاملا وابسته ای
یعنی قدر نمیدونی داشته هاتو
گاهی اونقدر گیج میشی که میری یه تست اعتماد به نفس میدی
جواب یه چیز واضح و مبرهن خواهد بود
تو زیادی به نظر دیگران اهمیت میدی
گاهی حس میکنی هیچی که دل خواهت باشه نداری
گاهی خوابای درهم و برهم زیاد می بینی
گاهی حسود میشی
گاهی غیر قابل کنترل میشی
گاهی پز میدی
گاهی حس میکنی از همه همسن و سالات بیشتر چیز میدونی
گاهی اما حس میکنی خیلی از دنیا عقبی
گاهی حس میکنی چقدر زیاد تو زندگیت گم شدی
گاهی به لین فکر میکنی که چقد از خدا دور شدی
گاهی به این نتیجه میرسی که رایانه خیلی اذیتت میکنه چه مستقیم و چه غیر مستقیم
گاهی حس میکنی کار آیندت حتما باید با رایانه در ارتباط باشه و غرق لذت میشی وقتی تصور میکنی پای یه کامپیوتر نشستی و شایدم برای پلیس کار میکنی و هک میکنی و هعی تند تند کشف میکنی !!:)
گاهی ...
گاهی ..
ادامه دارد .... :)
یا علی 
