•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی
" منهای" همه چیز زندگی کنی ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۱۹ 99.
آخرین نظرات

102 .

دوشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۴۷ ب.ظ

خیلیییییی زیاد شد ننوشتنم :(
این دو سه روز اخیر دوبار اومدم بنویسم .. حسش نبود ... 

الان بایستی گفت ... از چی بـــگــــم ؟؟

از نظر من کلاسی که سال دوم رو توش گذروندم و دارم میگذرونم همچنان بسیار حاشیه بر انگیزه ... 
تقریبا همه ی معلمامون به این نتیجه رسیدن که اهالی کلاس ما عقده ی دست زدن دارن !!! 
گاهی که چه عرض کنم بیشترش اذیت کننده اس ... 
اگه قراره دست بزنین دیگه چرا سوت میزنین چرا کل میکشین ؟؟!! چرا میزنین رو میز؟؟؟؟؟ 

خواهرم دیروز بهم گفت شبیه پیرزنایی !!! 

به هیچ وجه من نمیگم بدم میاد ... اما اینا شورشو در آوردن ... 
یهو یه میزان حجیمی از سر و صدا که به گوشت برسه شاید همون لحظه تنها شوکه شی و  پلکاتو رو هم فشار بدی ... 
اما تحمل این صداها خیلی انرژی از آدم میگیره ... 

گاهی فک میکنم ایشون که هر زنگ معلم بهش تذکر میده که حرف نزن اعصابش خورد نمیشه ؟؟؟
شش نفر ... 

اسماشون شده ورد زبون معلما ... 
هی ساکت ... 
حرف نزن !!
عصبی کننده اس ... 
اصن یه وضیه ... قاراشمیش ... 


اندر احوالات بنده 

هفته پیش شنبه رفتیم اردو ... جاش که همون جای پارسال بود اما خب دیگه .. کنار هم بودیم لااقل .. 



پنج شنبه و جمعه هم نشا ... 

تا حالا پاتونو توی شالیزار فرو کردین تو گل ؟؟
  من امسال برا اولین بار تا زانو رفتم تو گل ... 
هر چند من بلد نیستم نشا کنم .. 
و ۵ دیقه هم بیشتر توش نموندم ... 


شنبه فیزیک سه فصل امتحان ... 
افتضاح بود // :)
طبیعی بود البته ... 


دیروز کلاس زبان 
یهو بحثش پیش اومد ... 
جن و روح .. 
گفت کلا سراغ جن  و اینکه راجبش بفهمین نرین ... از لحاظ روحی و روانی میریزین بهم ... 
گفت داداشش این بلا سرش اومد ... 
یه مدت طولانی به یه جا خیره میشد ... 
صداهای عجیب و غریب می شنید 
حتی خود کشی هم کرد 
که خب جون سالم به در برد 
الان هم صحیح و سالمه خداروشکر ... 

یادتون نره هر وقت موقع خداحافظی شد ... حتی اگه قراره فردا هم طرفو ببینین بازم حلالیت بطلبین ... :))

حلالم کنید ... 
یا علی ... 





۹۳/۰۲/۱۵ موافقین ۰ مخالفین ۰
๑فاطمـ ـه๑ ..

نظرات  (۱)

ووووووییی خدای من شما شمالی هستی...چقد جالب...:)))
خوشحال شدم...
چه عکسای خوشگلی.....
من پامو تو گل نزاشتم ولی به نظرم حس خوبی به آدم...قلقلک یا غلغلکت می ده...باید باحال باشه...:)))
عکس اول عالی بود...
حس خوبی به آدم می ده..
ولی سومی باز نشده برام هنوز...
پاسخ:
مگه نمیدونستی ؟!
:))
اره خب ... یهو از لای انگشتات یه چیز لیز و خیس که شبیه خمیره رد میشه :))
اتفاقا عکس سومی دیدن داره ... 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">