•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

•.¸¸.•*´گـــذر زنــدگی`*•.¸¸.•

اگه " به اضافه ی " خدا باشی میتونی
" منهای" همه چیز زندگی کنی ...

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۲۱ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۱۹ 99.
آخرین نظرات

199. دوستی شیرین همراه با الف اخر

پنجشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۳۰ ب.ظ

فکر میکنم فکر میکنم فکر میکنم تا دقیق یادم بیاید .... 

روز های اول که دیدمش شبیه به یکی از همکلاسی های.سال اولم.بود. ... حتی از او پرسیدم که فلانی را می شناسد یا نه. ... ؟ نمی شناخت .... 

فکر میکنم پیوستگی ابرو این.شباهت را تشدید میکرد شاید. .. 

بعد تر ها. ...زنگ تفریح که میشد داخل کلاس نبود. ... دو دوستی داشت از یک کلاس دیگر. ... 

با ان ها زنگ تفریح را میگذراند. ... به نظرم یک ادم منطقی می امد ... زمان گذشت. ... سپری شد. .. و من ردیف ها را ارام رفتم جلو. ... شیرین بود. ... اولین تشابه. .. رنگی رنگی شاید بود .... خیلی جالب بود. .. کلمه ای زیبا و مخصوص /کجی/ هم برایم جلب توجه میکرد. ... اخر ها من را کنار خود می نشاند ... خوب بود. ...زیبا بود. .. فکر میکنم او با الف اخرش خیلی شیرین محبت میکند ... اه راستی خانه هایمان. .. ان هم نیز راه اشنایی باز کرده بود ... از بین همه او نزدیکترین بود. ...نزدیکی ادرس ها چه میکنند. ..سر هر امتحان نهایی یه گل یاس هدیه ام کرد. ... یک پایداری زیبا. ... یک عطر قشنگ. ... 

در کلاس فیزیک او را همراه خود کردم... جای دیگر نیز ... اما دوام نیاورد .... هم قدمی های ان عصرهای گرم تابستان دلپذیر بود. .. ان زمان ها داشتیم در هم نفوذ میکردیم. ...نامحسوس. .. 

مدرسه. .. سر تا پا محبت و مهربانیست. ... یکی میگوید تنبل است ... ولی نیست. .. چاشنی است شاید. .. خیلی تلاش میکند. .. دوستش دارم. ... 

یک جایی از ذهنمان به هم گره خورده. ...جدا نمیشود. ..چسبیدگی ملسی است. ... 

بیشتر شناختمش. ...شاد کردنش را دوست دارم. .. 

عکس العمل هایش. ..گاهی با لقبی که الان میدانم برای او هم صدق میکند اما کمتر   صدایم میزد... وقتی گفتم اینطور دوست ندارم و عکس العملش فهمیدم درخواست مردن از او عالی است. ... در امتحانات ترم اول من برایش نرگس می بردم. ..شادی کردنش بی نهایت دلچسب. ... 

به اشتباه یک مدت یک ماهه فکر میکردم میتوانم نقش خواهر بزرگتر را برایش بازی کنم. .. ولی فهمیدم. .. چه خوب که زود فهمیدم. ...شاید چند ماهی از من کوچکتر باشد اما حس میکتم همسن هستیم. ... همسن منظورم یک ان بودن است. ... در یک ان متولد شدن. ... زاده شدن. ... حس هایش را دوست دارم جز یک مورد. .. همان که در جوابش لبخند میزنم و میگویم. ..survive

و ما متفاوتیم. ... و ما شبیه هستیم. ... عجیبی شگفت است. ... نوشتنش را دوست دارم. ... تکیه کلامش را دوست دارم ... 

بخاطر حس خوبی که به من دادی. ... اینکه درباره من نوشتی. .. اینکه شریف صدایم زدی. ... اینکه در اغوش گرفتی .... از گل های یاست از کادوی زیبایت. .. از حس دوستی که تزریق کردی به وجودم. ... ممنون. ... ممنون حسنا .... و تو همانی میشوی که میخواهی به بخاطرش سد ریاضیات را شکستی .... 

با هم تا اوج میریم. .. بدون شک و ان مهربانترین نظاره گره  ماست و با لبخندش حامی مان میشود. ...

یاعلی: ) 

۹۴/۱۲/۲۰ موافقین ۰ مخالفین ۰
๑فاطمـ ـه๑ ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">